زیست شناسی

علمی و آموزشی

زیست شناسی

علمی و آموزشی

زیست شناسی

فالموت فی حیاتکم مقهورین ،
و الحیاة فی موتکم قاهرین
زندگی آن است که بمیرید و پیروز باشید و مردن آن است که زنده‏ باشید و محکوم دیگران.
نهج البلاغه ، خطبه 51

۱۱ مطلب در آبان ۱۳۹۶ ثبت شده است

تک سلولی

روش حرکت : با هزاران مژک در ردیف های متراکم

شیوه کسب انرژی : هتروتروف

زیستگاه : آب شیرین

تولید مثل : معمولاً میتوز

دیواره سلولی : سخت و انعطاف پذیر

ویژگی خاص : پیچیده ترین و غیر معمول ترین آغازیان

دو نوع واکوئل دارند – گوارشی و ضربان دار

بیش تر آن ها دو هسته دارند – هسته کوچک، کروموزوم ها در آن قرار دارند و در فرآیند میتوز تقسیم می شوند.

هسته بزرگ دارای قطعه ای کوچک از DNA است که از هسته کوچک آمده است.


   
Image result for ‫پارامسی‬‎    

 

از آغازیانِ یوکاریوت تک سلولی (پروتوزوئرها) است. و در شاخه مژک‌داران و سلسله پروتیستا طبقه بندی می‌شود. پارامسی ها در آب‌های آرام و آبگیرهای راکد زندگی می‌کنند و بخش اصلی زنجیرهٔ غذایی را تشکیل می‌دهند. آنها از پسماندهٔ جلبک ها و سایر موجودات ریز تغذیه می‌کنند و خودشان توسط موجودات کوچک دیگر خورده می‌شوند. تمام اعضای شاخه مژک‌داران به وسیله برآمدگی‌های ریز مو مانندی که مژک (پنیکول) نامیده می‌شود حرکت می‌کنند.

حرکت پارامسی به این صورت است که اگر ضربان به سمت عقب باشد حرکت جانور به سمت جلو است و اگر ضربان به سمت جلو باشد حرکت به سمت عقب است و اگر ضربان مایل باشد جانور به دور خود می چرخد. و در حالی که می چرخد به سمت جلو و عقب حرکت می کند. پارامسی قادر نیست شکل بدنش را مانند آمیب تغییر دهد زیرا غشای (پوسته) بیرونی ضخیم و سختی به نام پلیکل دارد. پلیکل غشای سلولی را فرا می‌گیرد.

پارامسی دو نوع هسته دارد. هستهٔ بزرگ (ماکرونوکلئوس) فعالیت هایی مانند تنفس، سنتز پروتئین و هضم غذا را کنترل می‌کند. هستهٔ کوچک تر (میکرونوکلئوس) تنها در طی تولید مثل به کار گرفته می‌شود. تولید مثل در پارامسی شامل تبادل DNA بین هسته های کوچک است. برای انجام این امر دو پارامسی از طول به هم می چسبند و از طریق دهان سلولی به هم ملحق می‌شوند. این فرایند هم یوغی نامیده می‌شود و نوعی تولید مثل جنسی در میکروارگانیسم‌ها می‌باشد.

واکوئل انقباضی (ضربان دار) در پارامسی وجود دارد که برای بیرون راندن آب اضافی به کار می‌رود.

واکوئل های انقباضی نقش کلیه را دارد در این موجودات و مقدار آب را در سلول تنظیم می کند. پارامسی از طریق اسمز آب را وارد سلول می کند و با این کار تصفیه می کند، یعنی اگر غذا در آن بود، آن را هضم می کند و استفاده می کند(←توسط آنزیم های گوارشی). این کار(استفاده ی غذا از آبی که وارد سلول شده ، جدا از استفاده ی سلول از شیار دهانی است). پارامسی باکتری خوار است. انتهای شیار دهانی، حلق است که بعد از آن یک واکوئل غذایی است.

 

واکوئل انقباضی شبیه یک حباب است در و دو طرف سلول وجود دارد. واکوئل غذایی بسته به اینکه چه مقدار غذا باشد، تعداد متفاوتی دارد.

پارامسی معمولا از طریق تقسیم دوتایی میتوز به طور غیر جنسی تولیدمثل می کند.

هسته ی ماکرو تقسیم دوتایی انجام می دهد(binary fusion).  تغذیه، حرکت، تنفس و تقسیم دوتایی وظیفه ی این هسته است. در تقسیم دوتایی هم هسته ی ماکرو هم هسته ی میکرو تقسیم می شوند و دو پارامسی را بوجود می آورد که عینا مثل یکدیگر هستند. تقسیم دوتایی در مژکداران به شکل عرضی اتفاق می افتد و این تقسیم عرضی، یکی از تفاوت های آن با تاژکداران است.

در محیط سرشار از غذا، پارامسی پشت سرهم تقسیم می شود. حدود ۴۰ الی ۵۰ بار این تقسیم را انجام می دهد ولی بعد از این تکرار تقسیم دوتایی، مجبور است برای بقای خود تولید مثل جنسی داشته باشد تا تنوع ژنی زیاد شود. تولید مثل جنسی توسط هسته ی میکرو کنترل می شود که به این روش تقسیم، الحاق، گقته می شود.

تولید مثل جنسی به روش هم یوغی است. دو پارامسی هسته های هاپلویید مبادله می کنند؛ این هسته ها با هسته های هاپلویید باقی مانده درون سلول یکی می شوند و به این ترتیب هسته های دیپلویید تشکیل می شود.هسته ی دیپلویید نیمی از هسته ی فرد را دارد.

۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۷ آبان ۹۶ ، ۲۱:۲۸

اسکلت آب ایستایی (هیدروستاتیک) شامل یک مایع تحت فشار در یک بخش محصور شده بدن است. اسکلت اصلی بیشتر کیسه تنان، کرم های پهن، کرم های لوله ای و کرم های حلقوی از این نوع است. این جانوران با استفاده از ماهیچه های خود و تغییر شکل بخش پر شده از مایع، شکل و حرکت بدن خود را کنترل می کنند.

برای مثال هیدر می تواند با بستن دهان خود و به کار بردن سلول های قابل انقباض در دیواره بدنش حفره گوارشی مرکزی خود را منقبض کرده و طویل شود. از انجایی که آب درون حفره نمی تواند چندان تحت فشار قرار گیرد، کاهش قطر حفره گوارشی، در جهت افزایش طول حفره به آن نیرو وارد می کند.

در کرم خاکی و کرم های حلقوی دیگر، مایع درون سلوم به عنوان یک اسکلت هیدروستاتیک عمل می کند . در بسیاری از این کرم ها حفره سلوم به وسیله پرده های بین بندهای بدن به چندین بخش تقسیم می شود در نتیجه جانور برای تغییر شکل هر قطعه از بدن به طور مجزا، هم ماهیچه های طولی و هم حلقوی را به کار می برد و از اسکلت هیدروستاتیک خود برای حرکات دودی استفاده می کنند.(1)

فشار هیدروستاتیک معادل با فشار خون گرفته می شود مثلا فشار هیدروستاتیک در سمت سرخرگی مویرگ حدود 40 میلی متر جیوه است.

از نظر لغوی هیدروستاتیک، متشکل از "هیدرو "به معنای آب و "استاتیک" به معنای آرامش و سکون می باشد و از نظر اصطلاحی ،هیدروستاتیک به معنای " وابسته به عملکرد مایعات" است و چون در بدن جانداران مایع اصلی محیط داخلی آب است ، در زیست شناسی شاید بتوان هیدروستاتیک را "پدیده های فیزیکی وابسته به آب "در نظر گرفت.البته باید توجه داشت که اصل این اصطلاح در مباحث مکانیک مایعات در فیزیک رایج است و اصطلاح هیدروستاتیک در مقابل هیدرو دینامیک مطرح است به عبارت دیگر این دو اصطلاح متقابل مربوط به بررسی فیزیکی سیالات در دو حالت متقابل سکون و حالت حرکت آنهاست. در نتیجه میتوان آن را در بدن جانداران یک پدیده بیوفیزیکی به حساب آورد ، پس هیدروستاتیک یک پدیده بیوفیزیکی مربوط به محیط مایع در بدن جانداران می باشد.

اصطلاح فشار هیدروستاتیک در بدن جاندار، به طور کلی به معنی فشار حاصل از آب در بدن جاندار است ، مثلا وقتی در یک فضای بسته و محدود مانند فضای درون سلول ها یا در کل بدن یک جاندار مقدار آب افزایش می یابد، فشاری که آب به جداره یا غشا سلول یا جدار بدن یک جاندار وارد می کند نیز افزایش می یابد به عبارتی فشار هیدروستاتیک در سلول یا در بدن جاندار زیاد میشود البته باید توجه داشت که آب نه تنها به جداره بلکه به مواد معلق درون خود نیز فشار وارد میکند که میتواند بر تبادل مواد و تعادل غلظتی این مواد مثلا بین سلول و اب میان بافتی تاثیر بگذارد یعنی افزایش فیزیکی فشار اب بر انجام پدیده زیستی تبادل مواد و نهایتا رسیدن به یک تعادل غلظتی در درون و بیرون سلول اثر می گذارد.(2)


1- جلد 6 بیولوژی کمپبل صفحه 1365 انتشارات خانه زیست شناسی

2- ask2know.ir

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۷ آبان ۹۶ ، ۱۹:۰۴
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۰ آبان ۹۶ ، ۱۹:۲۸


شریان (مجله زیست شناسی)

را در پیام رسان ایرانی سروش دنبال کنید.


http://sapp.ir/shariyan96

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۶ آبان ۹۶ ، ۱۳:۴۷


                             Related image


    نام علمی : (Selaginella lepidophylla)



 «سرخس رستاخیز» Resurrection Fern که تصویرش را بالا مشاهده می کنید، به نوعی تداعی کنندۀ زنده شدن  مردگان است.

این گیاه در مناطقی با آب و هوای بسیار خشک زندگی می کند. زمانی که حتی یک قطره باران هم نمی بارد، سرخس رستاخیز به شکل توپ چروکیده در می آید. البته در این حالت گیاه زنده است حتی توانایی بقا در این شکل را برای سالیان زیاد دارد.

سرانجام با شروع بارندگی، برگ ها قطرات آب را جذب کرده و باز می شوند، گیاه ظاهری سرسبز به خود گرفته و رشد می کند.

مادامی که به این سرخس آب داده شود، گیاه سرسبز، کوچک و شاداب باقی می ماند. اما با قطع آبیاری دوباره گیاه تبدیل به یک توپ خشکیده می شود.

سرخس رستاخیز هیچگاه نمی میرد؛ می توان گفت این گیاه عملکردی شبیه به بذر های خشک گیاهان دارد.

این گیاه پس از خشک شدن و به شکل توپ در می آید ، بعد از رسیدن آب به این گیاه حدود 24 ساعت طول می کشد تا دوباره سبز شود.
آزمایشها نشان داده که این گیاه تقریبا می تواند تمام آب خود ( در حدود 97 % ) رو از دست بدهد ولی باز هم زنده بماند در حالی که اکثر گیاهان دیگر با از دست دادن 8 تا 12 % از آب خود می میرند.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۵ آبان ۹۶ ، ۲۳:۱۱

«اکو سوپارمن» عکاس ۲۳ ساله آماتور در حین عکاسی از حیات وحش اندونزی متوجه پرش حشره‌ای با نام «مانتیس» بر روی گیاهی شد که برگ‌های مدور آن ظاهری دوچرخه مانند به آن بخشیده بودند، به شکلی که گویی این حشره در حال دوچرخه سواری است.

این گیاه پیش از این نیز توجه عکاس را به خود جلب کرده بود با این همه شانس نیز با او یاری کرد و حشره سبز رنگ با پرش خود بر روی گیاه سوژه‌ای جالب توجه را برای عکاسی به وجود آورد.

نحوه قرار گیری حشره بر روی گیاه به شکلی است که گویی حشره فرما‌ن‌های یک دوچرخه را با دست‌های بالایی خود گرفته و در حال هدایت دوچرخه‌ای از جنس برگ است.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۰ آبان ۹۶ ، ۰۰:۰۴

انسان ها همواره تصور می کنند که باهوش ترین موجودات عالم حیاتند اما هیچ یک از حواس پنجگانه آن ها توانایی رقابت با تیزترین قابلیت های حسی حیوانات را ندارد.
حیوانات در تاریکی می بینند، بوی طعمه خود را از مسافت ها دورتر حس می کنند و امواج الکتریکی را از ماهیچه های فشرده ی طعمه های مخفی شده دریافت می کنند.
10 حسی که انسان ها از داشتن آن بی بهره اند، در وجود این حیوانات قرار داده شده است:

 

خفاش

خفاش ها با انتشار جیر جیر فرا صوت و انعکاس امواج صوتی پس از برخورد با موانع ، حشرات را حین پرواز شکار می کنند و به موانع برخورد نمی کنند. این ردیاب صوتی بیولوژیکی «پژواک» نام دارد که دلفین ها نیز از آن برای حرکت در میان آب های تیره استفاده می کنند.

کوسه ماهی

هرگز با یک کوسه ماهی قایم باشک بازی نکنید زیرا
می بازید. کوسه ماهی ها سلول های ویژه ای در مغز خود دارند که به میدان های مغناطیسی تولید شده از سوی دیگر موجودات حساس هستند. این توانایی در برخی
کوسه ماهی ها آن قدر قوی است که این جانداران وجود یک ماهی پنهان شده زیر شن و ماسه را از طریق موج های الکتریکی ضعیف حاصل از ماهیچه های منقبض شده آن تشخیص می دهند.


مارها

وقتی مارها زبان شاخه دار خود را تکان می دهند ممکن است این حالت برای ما بدشگون به نظر آید اما این جانداران با استفاده از این قابلیت محیط پیرامون خود را بو می کشند. مارها با استفاده از زبان خود ذرات معلق در هوا را جمع
می کنند. زبان روکش دار مارها سپس درون حفره خاص سقف دهانشان که اندام های "جکابسون" نامیده می شوند، غوطه ور می شود. در آن مکان رایحه های بو پردازش شده و به صورت سیگنال های الکتریکی به مغز انتقال می یابند.

مار بوآ

اندام های حساس به دما، که بین چشم ها و منافذ بینی مارهای بوآ قرار دارد.به این حیوانات کمک می کنند تا گرمای بدن طعمه ی خود را حس کنند. هر یک از این اندام ها در هر دو بخش سر مارهای بوآ قرار گرفته اند از این رو مارها حتی در تاریکی مطلق نیز قادر به حمله به شکار خود هستند.


پرندگان

 چشمان حشرات و پرندگان با طول موج نورهایی که برای انسان قابل رویت نیستند، مطابقت دارد. پرندگانی که به نظر ما به رنگ روغنی می آیند اغلب به رنگ هایی درخشان هستند که ما حتی نامی برای زمانی که این رنگ ها در نزدیکی نور فرابنفش دیده می شوند، پیدا نمی کنیم. تلسکوپ هایی چون هابل تصاویر فرابنفشی تولید می کنند که پس از رنگ آمیزی توسط متخصصین این رنگ ها را نمایان می سازند.

 

گربه

گربه ها پوسته هایی شبیه به آینه در پشت چشمان خود دارند که به آنها امکان شکار کردن طعمه و حرکت در تاریکی مطلق را می دهد. این پوسته که "تاپتیوم لوسیدیوم" نامیده می شود نور را پس از دریافت به شبکیه چشم منتقل می کند و باعث می شود تا چشمان، فوتون ها را دریافت کنند.

 

پروانه

این حشرات زیبا مواد شیمیایی خاصی با نام "فرومون" را که از جنس مخالف پخش می شود تا فاصله 7 مایلی در هوا تشخیص می دهند.

 

موش

اکثر موش ها بینایی ضعیفی دارند اما این ضعف خود را با موهای اطراف پوزه جبران می کنند. این موجودات از موهای دراز خود به همان شکلی که انسان های نابینا از عصا استفاده می کنند، بهره می گیرند. موش ها و جوندگان دیگر با حرکت موهای اطراف پوزه ی خود به هنگام برخورد با اشیاء تصاویری ذهنی خلق می کنند و بدین ترتیب محیط پیرامون خود را شناسایی می کنند.

 

ماهی استوانه ای

برخی از ماهی ها از جمله ماهی های استوانه ای با استفاده از کیسه های هوای خود می شنوند. کیسه ها ارتعاشات اصوات را شناسایی می کنند و با استفاده از یک جفت استخوان در گوش میانی این لرزه ها را در گوش داخلی قوت می بخشند. سلول های مویی در گوش داخلی به ارتعاشات واکنش نشان داده و اطلاعات صوتی را به مغز ماهی ها انتقال می دهند.


مرغان مهاجر

بسیاری از پرندگان به ویژه مرغان مهاجر از میدان مغناطیسی زمین برای تشخیص مسیر خود حین پروازهای طولانی مدت استفاده می کنند. دانشمندان هنوز نمی دانند که این پرندگان به چه نحو از این قابلیت بهره می گیرند اما یافته های یک تحقیق نشان می دهد: پرندگان احتمالاً از گونه ای جابه جایی حسی برخوردارند که به آنها امکان می دهد تا خطوط مغناطیسی زمین را به صورت الگوهای رنگی یا نور بینند. این خطوط حیطه بینایی پرندگان را احاطه می کنند.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۷ آبان ۹۶ ، ۲۳:۳۸



اگر در بینی احساس گرفتگی و در هم فشردگی می کنـید،  زمان بـیدار شدن از خـواب سر درد هـای مـزمن داریـد، دور چشـم هـایتان تغییررنگ می دهد و کمی متورم می ـشود، ممکن است سینوزیت داشتـه باشید. گاهی اوقات ممکن است بیماری به حدی شدید شـود که تحـمل آن بـرای فرد غیر ممکن شود و او درد زیادی را احساس کند؛ اما می توان  اظـهار داشـت کـه در اکـثر مـوارد بـیماری به شدیدترین حد خود نمی رسد.

بیماری سینوزیت چیست؟

سینوزیت یک عبارت پزشکی بوده و به شرایطی اطلاق می شود که سینوس ها در آن به دلیل ایجاد عفونت متورم می شوند.(گاهی اوقات با خارش و سوزش نیز همراه است)

سینوس ها درون بینی و چسبیده به استخوان های صورت قرار گرفته اند. محوطه ی سینوس ها مرطوب بوده و پر از هوا می باشد. سینوس های جلویی در منطقه ای نزدیک به ابروها قرار گرفته اند، سینوس های عقبی درون استخوان های گونه قرار دارند. سینوس های غربالی نیز بین چشم ها واقع شده اند. در آخر هم سینوس های گوه ای را داریم که پشت سینوس های غربالی واقع شده اند.

در شرایط عادی، سینوس های ما پر از هوا هستند، تراکم استخوان های صورت را در کمترین میزان خود نگه می دارند، و سبب می شوند که استخوان های صورت وزن کمتری را متحمل شوند. سینوس ها در ماهیت صدای ما نیز نقش دارند.

عفونت های ویروسی و باکتریایی – و یا تلفیقی از هر دو نوع عفونت – می تواند سبب ایحاد سینوزیت شود. عموماً افرادی که دچار سرماخوردگی می شوند، سینوزیت را تجربه می کنند. آلرژی های مختلف نیز می تواند به عنوان یکی از دلالیل ایجاد سینوزیت در فرد محسوب شوند.

احتقان خیشومی که در اثر یک سرماخوردگی معمولی و یا آلرژی ایجاد شده باشد، اجازه نمی دهد که هوا و رطوب به راحتی در سینوس ها جریان پیدا کنند. همین عامل سبب می شود که باکتری درون سینوس ها جمع شده و فرد به سینوزیت باکتریایی مبتلا گردد.

البته باید توجه داشت که عفونت های باکتریایی سبب می شوند که شدت بیماری در فرد بیشتر شود و نسبت به عفونت های ویروسی از شدت بیشتری برخوردار هستند. فردی که مبتلا به سینوزیت باکتریایی می شود معمولاً دردهای صورت و تورم بیشتری را نسبت به انواع ویروسی تجربه می کند و حتی ممکن است تب نیز داشته باشد.


از: اکتا زیست

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۷ آبان ۹۶ ، ۰۰:۱۴

Image result for ‫برگ متحرک حشره‬‎


برگ متحرک

برگ متحرک ، بقا را در سکون و عدم تحرک می جوید . او که خود گیاه خوار است ، بسیار شبیه برگ است و وقتی روی شاخه ، لابلای یرگ ها قرار می گیرد ، حتی خود حشره شناسان به سختی می توانند آن را از برگ حقیقی تمیز دهند ، چون پاهای این حشره به دم برگ شباهت دارد .

این حشره در طول عمرش چندین بارپوست عوض می کند . ماده ی آن، طی شش ماه تا نه ماه اول عمر ، 5 بار پوست می اندازد و دقیقا ً 4 هفته بعد از پنجمین پوست اندازی ، قدم به سن بلوغ می گذارد و تخم ریزی را شروع می کند . آن ها در مجموع 680 تخم می گذارند.

نر و ماده ی برگ متحرک به آسانی از یکدیگر قابل تمیز هستند . برای مثال ، نر ها فقط چهار بار پوست می اندازند ، از ماده ها باریک اندام تر هستند و بال های شیشه ای خود را قاعدتا ً بسته نگه می دارند . عمر نر ها کوتاه است و بعد از رسیدن به بلوغ ، چند هفته بیش تر زنده نمی مانند .عمر آن ها در جست و جوی ماده می گذرد . چنین زندگی خطرناکی ، مسلما ً حد متوسط عمر را کاهش می دهد . از این رو عمر نر از 5 تا 6 ماه تجاوز نمی کند ولی عمر ماده غالب بر  12 تا 14 ماه می باشد .

حشره ی ماده تخم های خود را از راه دور به فاصله ی 3 تا 4 متری پرتاب می کند و به این ترتیب بیشتر تخم ها روی زمین می ریزند . 4 ماه بعد ، لارو ها از تخم سر در می آورند . آن ها در دوره ی لاروی از نظر شباهت ، مینیاتور والدین هستند و بدون کمک والدین رشد می کنند .



Image result for ‫برگ متحرک حشره‬‎


علاقه ی برگ متحرک به خوردن به اندازه ای است که از خوردن یکدیگر نیز مضایقه نمی کنند . مثلا ً مواقعی که به طور دسته جمعی مشغول جویدن برگ هستند ، اشتباها ً یا تعمدا ً همدیگر را می جوند ! از این رو اغلب برگ متحرک ها به برگ جویده شده می مانند . در محل جویده شده حاشیه ای قهوه ای رنگ به وجود می آید . لیکن اگر پا جویده شود ، زائده ای پا مانند به جای پای اصلی جوانه خواهد زد . برگ متحرک بعد از پوست اندازی دوم ، علاقه به سفر را از دست می دهد و مثلا ً اگر روی درخت است همان جا باقی می ماند .

برگ متحرک مثل کرم ابریشم ، شب و روز می جود و دائم صدای جویدنش شنیده می شود ؛ با این تفاوت که کرم ابریشم چند دوره به خواب می رود ، در حالی که حشره ی مورد بحث ما به خواب نمی رود .

همان طور که انسان ها با هم تفاوت دارند ، کم تر برگ متحرکی است که به برگ متحرگ دیگر کاملا ً شباهت داشته باشد  . رنگ آن ها نیز متفاوت است . رنگ های سبز و نارنجی رنگ های اصلی به شمار می آیند . ولی اقلا ً هزار نوع سبز و نارنجی میان آن ها پیدا می شود . البته گاهی از هر چند هزار برگ متحرک ، بعد از پوست اندازی اول ، سبز لیمویی از آب در می آیند .

بعضی ها هم در عوض یک شبه رنگ عوض می کنند ؛ یعنی شب سبز می خوابند و صبح نارنجی بیدار می شوند .


منبع : مجله ی رشد آموزش زیست شناسی – شماره ی 60

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۷ آبان ۹۶ ، ۰۰:۰۰

پرسش و پاسخ ( زیست شناسی )

موضوع : دستگاه عصبی و حواس

§         پاسخ ها توسط مولفین کتاب های درسی داده شده است.

 

1-     در دو رشته عصبی مجاور که غلاف میلین ندارند آیا جریان عصبی از یک رشته به رشته ی دیگر انتقال می یابد؟

پاسخ : خیر . بین رشته های عصبی ،بافت هم بند قرار می گیرد. بنابر این انتقال جریان عصبی از یک رشته به رشته ی دیگر نداریم.البته درست است که تمام بدن به عنوان یک محیط رسانا محسوب می شود و به همین دلیل هم ما می توانیم فعالیت الکتریکی سلول های عصبی را از روی پوست ثبت کنیم.(الکترو انسفالو گرافی) اما وجود عایق هایی از قبیل بافت هم بند و یا سلول های پشتیبان سبب می شود عملاً هر رشته از رشته مجاور تاثیر چندانی نگیرد و هر کدام از رشته های عصبی به صورت مجزا برای خود جریان عصبی داشته باشند.

 

2- الف) نقش سلول های پشتیبان در تقویت پیام های عصبی چیست؟

ب) آیا سلول های شوان را می توان سلول پشتیبان محسوب کرد؟

پاسخ : الف)منظور از تقویت ،تقویت پیام عصبی نیست . اصولاًسلول های گلیال (سلول های نوروگلیا ) در پردازش اطلاعات اثری ندارند یعنی روی پیام عصبی دخالت مستقیمی ندارند.اما چند وظیفه مشخص برای این سلول ها ذکر شده است :

1-      پشتیبانی از نورون ها (به همین دلیل به سلول های گلیال ،سلول پشتیبان هم می گوییم)منظور از پشتیبانی ، حفاظت فیزیکی و ساختمانی است سلول های گلیال وظیفه جدا کردن گروه های نورونی از یکدیگر را نیز به عهده دارند و در واقع تا حدودی نورون ها را عایق بندی می کنند.

2-     دو نوع از سلول های گلیال(الیگودندروسیت و شوان)ساختن میلین را به عهده دارند.

3-     بعضی گلیا ها ،رفتگر (scavenger ) هستند و بقایای سلول های آسیب دیده یا مرده را از محیط بر می دارند.

4-     بعضی گلیاها بعد از آزاد شدن مواد میانجی عصبی،اضافات را برداشت می کنند.

5-     در هنگام نمو مغز ،بعضی از سلول های گلیا (گلیای شعاعی )چگونگی مهاجرت و رشد نورون ها را هدایت می کنند.

6-     در بعضی سیناپس ها مثل سیناپس عصب-عضله ،سلول های گلیال خصوصیات پایانه ی پیش سیناپسی را تنظیم می کنند.

7-     بعضی از سلول های گلیال (آستروسیت ها)با فرستادن پایک هایی به اطراف رگ های مغز،در ایجاد سد خونی – مغزی کمک می کنند.این سد اجازه نمی دهد هر ماده ای از رگ های مغز عبور کند.

8-     بعضی سلول های گلیال فاکتور های رشدرا ترشح می کنند و بر رشد و تغذیه ی سلول های عصبی تاثیر می گذارند.

پاسخ ب) در مورد سلول های شوان هم باید گفت بلی،این سلول ها هم سلول های گلیال محسوب می شوندو بنابراین می توان آن را سلول پشتیببان نامید.

 

3- اثر نیکوتین بر مغز چیست؟

پاسخ : گیرنده ها یا رسپتور های اوپیوییدی(گیرنده مواد مخدر) در جاهای مختلفی از مغز قرار دارند و بنابراین تجویز مواد مخدر اثرات گوناگونی ایجاد می کنند.موادی مانند مورفین یا کدئین سبب کاهش درد می شوند .زیرا این مواد بر مسیر های درد اثر می گذارند و آن را مهار می کنند. اما اثرات دیگری هم با تجویز مورفین و مواد مشابه دیده خواهد شد. مثلاً گیرنده های مواد مخدر در عضلات روده و اسفنکتر معدی وجود دارند و سبب یبوست می شوند. هم چنین تا ثیر مواد مخدر بر هسته ی مسیر منزوی سبب کاهش تنفس و تغییرات قلبی عروقی می شود.

 

4- مقایسه عملکرد نیکوتین و استیل کولین :

پاسخ : در مغز ، نیکوتین سبب افزایش رهایی دوپامین می شود و احتمالاً همین اثر سبب تشویق افراد سیگاری به ادامه مصرف آن می شود . نیکوتین به طور طبیعی در بدن نیست و توسط استعمال دخانیات وارد بدن می شود . بعضی از گیرنده ها ی استیل کولین ، علاوه بر این که تحت تاثیر استیل کولین قرار می گیرند ، نیکوتین هم اگر وارد بدن شده باشد، می تواند بر آن ها اثر بگذارد . مثلاً گیرنده موجود بر عضله اسکلتی در محل سیناپس عصب _ عضله ی اسکلتی ، تحت تاثیر نیکوتین هم می تواند قرار گیرد و تحریک شود.

 

5- آیا ماده خاکستری تنها از جسم سلولی نورون ها تشکیل شده است؟

پاسخ: آکسون های داخل سیستم عصبی مرکزی در دستجات منظمی قرار دارند که میلین آن ها یک نمای سفید رنگ به آن ها می دهد و ماده خاکستری هم عمدتاً جسم سلولی نورون ها ، دندریت ها و آکسون های بدون میلین است.

 

6- چند درصد نورون های مغزی ، قشر مغز را تشکیل می دهند؟

پاسخ : در چندRefrence  )مرجع) موجود رقم مورد نظر یافت نشد. اما ذکر شده است که کورتکس (قشر مغز) حجمی حدود 600 سانتی متر مکعب و سطحی حدود 2500 سانتی متر مربع دارد. ضخامت قشر حدود 2تا4 میلی متر است . به نظر می رسد شکل چین و چروک دار قشر مخ ، برای جای دادن بیشتر نورون ها باشد . تعداد نورون های قشر در انسان بیشتر از سایر مهره داران است.

 

7- اکسون های صدمه دیده قدرت رشد دوباره دارند اما موادی در نخاع وجود دارد که از رشد آن ها جلوگیری می کند " منظور از مواد جلوگیری کننده چیست ؟

پاسخ : ظاهراً موادی به صورت موضعی در نخاع آزاد می شود که اثر مهاری بر ترمیم آکسون ها دارند. اگر آکسون به حال خود باشد، تمایل به رشد و ترمیم قسمت آسیب دیده دارد. البته در سیستم بویایی انسان هم ، چنین قدرت ترمیمی وجود دارد که خود زمینه ی تحقیقات نسبتاً جدیدی شده است.

 

8- در مورد داروهای ضد التهاب که در نخاع کاربرد دارند،توضیح دهید .

پاسخ : داروهای ضد التهابی که در این مورد خاص ذکر شده ، کورتون و ترکیبات آن است که در واقع دارو هایی شبیه کورتیزول هستند. ازاین دسته می توان دگزامتازون را نام برد.این داروها در موارد اورژانسی می توانند به خوبی التهاب را کاهش دهند. بدیهی است که استفاده نابه جا از این دارو ممکن است عوارضی داشته باشد.

 

9-     9- " پپتید های عصبی تونل هایی را برای رشد دوباره ی آکسون ها فراهم می کنند " یعنی چه ؟

پاسخ: هنگامی که یک عصب محیطی قطع می شود ، قسمت جدا شده کم کم از بین می رود اما قسمت پروگزیمال که هنوز به جسم سلولی ها وصل هستند، شروع به رشد به سمت قطع شده می کنند که به آن Regeneration می گویند. ممکن است این قسمت در حال رشد ، تا 50 شاخه ایجاد کند. در همین هنگام سلول های شوان شروع به تکثیر می کنند اگر فاصله بین دو قطعه بیش از  3 میلی متر باشد ، رشد رشته ها به صورت یک توده بی نظم در می آید. اگر قسمت قطع شده (قسمت دیستال یا انتهای عصب قطع شده ) به موقع از بین برود و لوله های خالی به جای آن قسمت ها مانده باشد، یکی از شاخه های آکسون خود را به داخل آن می تواند برساند و رشد کندو جایگزین قسمت تحلیل رفته شود. پپتید های عصبی به این فرایند کمک می کنند.



10710-  الف) منشا ترشح زجاجیه کجاست؟و از چه ترکیباتی ساخته شده است ؟

پاسخ : زجاجیه(برخلاف زلالیه )، ساختمان ژل مانندی دارد که از مایع خارج سلولی تشکیل شده است و دارای کلاژن و هیالورونیک است.

 

8-     نحوه ی مبادله زجاجیه با خون چگونه است؟

پاسخ : تبادل زجاجیه بسیار آهسته و احتمالاً با روش انتشار ساده است.

 

9-     آیا عمل تطابق عدسی فقط توسط اعصاب پاراسمپاتیک است یا اعصاب سمپاتیک هم نقش دارند؟

پاسخ : نقش اساسی با پاراسمپاتیک است. پاراسمپاتیک توسط تاثیر بر عضلات مژگانی بر روی تنظیم تحدب عدسی اثر می کند. جسم مژگانی عصب رسانی ضعیف سمپاتیک نیز دارد.

 

13- آیا ماهیچه های مژکی فقط  ماهیچه های حلقوی هستند؟

پاسخ : خیر در جسم مژکی ، هم عضلات شبه اسفنکتری (حلقوی)وجود دارد و هم رشته های عضلانی طولی .

 

14- مایع زلالیه از کدام مویرگ ها ترشح می شود؟

پاسخ : ترشح زلالیه به عهده ی سلول های پوششی جسم مژگانی (اپی تلیوم مژگانی) است. بنابراین مستقیماًاز مویرگ ترشح نمی شود.

 

15- در مورد ساختمان عدسی چشم توضیح دهید.

پاسخ : عدسی یا لنز یک ساختمان شفاف است که توسط رباط عدسی (Zonule  ) در محل خود نگه داشته شده است . رباط به قسمت قدامی مشیمیه که ضخیم شده است و جسم مژگانی نام دارد متصل می شود. در جلوی عدسی ، قسمت رنگی چشم یا عنبیه قرار دارد.

 

16- نحوه ی ایجاد پیام عصبی در چشم چگونه است؟

پاسخ : سلول های استوانه و مخروط در غشای خود دارای ماده ی حساس به نور هستند. تابیدن نور به چشم باعث ایجاد متارودوپسین می شود . که آن نیز سبب کاهش GMP در سلول و بسته شدن کانال های سدیمی موجود در غشای سلول استوانه یا مخروط شده و سلول هیپر پلاریزه می شود. در نتیجه ی کاهش رهایی ماده ی میانجی از این سلول ، مهار سلول بعدی (سلول دوقطبی ) کاهش می یابد. به عبارت دیگر به طور معمول سلول دو قطبی باعث مهار سلول حساس به نور است. تابش نور این مهار را از روی دو قطبی بر می داردو در نتیجه سلول دو قطبی می تواند تحریک شود.

   نکته : چون سلول های عصبی شبکیه اکثراً کوچک هستند ، نیاز به پتانسیل عمل نداشته و انتقال پیام در اکثر آن ها بدون پتانسیل عمل است. تنها هنگامی که پیام به سلول گانگلیون می رسد،در این سلول پتانسیل عمل تولید می شود . اکسون سلول های گانگلیون تشکیل عصب بینایی را می دهد.

 

17- درشکل کتاب درسی  چرا هسته سلول های گیرنده نور به صورت گرانول دار رسم شده است؟

پاسخ : گرانول هایی که مشاهده می شود در واقع محتویات وزیکولی است که قرار است ماده میانجی خود را از انتهای سمت چپ سلول آزاد کند تا سلول دو قطبی (سلول بعدی) را مهار کند.

 

18- به جز تحدب عدسی و تغییر طول محور نوری په عواملی بر دور بینی و نزدیک بینی موثر است؟

پاسخ : معمولاً در کتب مرجع ، قطر قدامی – خلفی کره چشم را به عنوان عامل اصلی ذکر می کنند.

 

19- با استفاده از آزمایش ذکر شده در کتاب درسی چگونه می توان نقطه کور را بر روی شبکیه تعیین کرد؟

پاسخ : نقطه کور 15 درجه جانبی تر نسبت به نقطه مرکزی دید قرار داردو دقیقاً مربوط به محلی از شبکیه است به نام دیسک بینایی  که فاقد سلول گیرنده نور – استوانه و مخروط – می باشد. برای تعیین نقطه کور در چشم چپ، چشم راست را می بندیم و با چشم چپ به علامت ضربدری که قبلاً روی کاغذ کشیدیم به صورت مستقیم نگاه می کنیم.(ضربدر باید به رنگ مشکی و حدود 7 میلی متر طول هر خط آن باشد.) در سمت چپِ این ضربدر ، به فاصله حدود 10 سانتی متر دایره ای به رنگ سیاه و تو پر با قطر تقریبی 8/1 سانتی متر کشیده ایم. (فاصله مرکز دایره تا مرکز ضربدر حدود 10سانتی متر باشد.) حال از فاصله ای حدود 35 الی 40 سانتی متر به کاغذ با چشم چپ نگاه می کنیم و چشم راست را می بندیم . با نزدیک یا دور شدن آهسته به کاغذ ،در یک نقطه خاص احساس می کنیم دایره را نمی بینیم دراین حالت ، تصویر دایره روی نقطه کور چشم چپ افتاده است.

 

20- منشا جنینی مایعات درون چشم چگونه است؟  

پاسخ: جسم زجاجیه ، بین عدسی و دیسک بینایی، به صورت ژلی از مایع خارج سلولی که شفاف و بدون رگ است ایجاد می شود. در ابتدا عدسی و دیسک اپتیک ( دیسک بینایی) در ارتباط با یکدیگرند اما بعداً از هم جدا می شوند و شبکه ای از زواید ، بین آن ها باقی می ماند . این شبکه یا توری ، که قسمتی از آن از سلول های عدسی و قسمتی نیز از سلول های شبکیه ساخته شده است ،جسم زجاجیه ی اولیه است. حفره(اتاقک) زلالیه ، در داخل فضای بین اکتودرم سطحی و لنز (عدسی) ایجاد می شود. این اتاقک ابتدا به صورت شکافی در سلول های مزانشیمی ایجاد می شود . این (سلول ها از تاج عصبی به سمت عدسی آمده اند.) سپس این مزانشیم کم کم تولید عنبیه و غشای مردمک را خواهد کرد. هم چنین شکاف اولیه تا زاویه عنبیه ای- قرنیه ای ادامه می یابد. با از بین رفتن غشای مردمک ، تشکیل حفره در بین عدسی و عنبیه ادامه می یابد و اتاقک خلفی را می سازد . به این ترتیب اتاقک زلالیه در این لحظه توسط عنبیه به دو قسمت شده است : اتاقک قدامی و اتاقک خلفی

مرجع : Gray's Anatomy  

 

21- ساختار گیرنده های دما در بدن چگونه است؟ آیا مشابه گیرنده های پوستی است ؟ و محل قرار گرفتن آن ها کجاست؟

22- گیرنده های گرما و سرما را از لحاظ سیتولوژی و نحوه عملکرد تشریح کنید.

23- آیا گیرنده های دما جهت تشخیص گرما و سرما از یکدیگر مجزا هستند؟

پاسخ مشترک سوالات فوق: انسان درجات مختلف سرما و گرما را تشخیص می دهد. اقلاً سه نوع گیرنده حسی برای این کار هست.گیرنده گرما، گیرنده سرما، گیرنده درد.

   گیرنده های درد با سرمای شدید یا گرمای شدید تحریک شده و احساس حالات شدید سردی یا گرمی را در شخص ایجاد می کنند. گیرنده سرما و گرما ، در زیر پوست در نقاط مجزا قرار دارند و هریک تا حدود یک میلیمتر مربع را احساس می کند. تعداد گیرنده سرما در بدن حدود سه تا ده برابر گیرنده گرما است .

   از نظر بافت شناسی انتهای عصبی مخصوص گرما یافت نشده است و به نظر می رسد انتهای عصبی آزاد ، مسئول دریافت گرما هستند. اما گیرنده ویژه سرما یافت شده است که در واقع انتهای عصب شاخه شاخه شده است و هر شاخه به سمت سطح قاعده ای سلول های اپیدرمی آمده است و گیرنده ویژه سرما را ایجاد کرده است . اما باز به نظر می رسد بعضی از گیرنده های سرما، انتهای عصبی آزاد هستند و ساختمان ویژه ای ندارند . ]هم چنین[ به نظر می رسد گیرنده های گرما و سرما توسط تغییر در میزان متابولیسم خود به گرما و سرما پاسخ می دهند . یعنی تشخیص دما بر اساس تاثیر مستقیم حرارت بر سلول نیست بلکه نتیجه تحریک شیمیایی عصب به دلیل تغییر متابولیسم است.

 

24- گیرنده های دما در درون بدن غیر از هیپوتالاموس در چه قسمت هایی قرار دارد؟

پاسخ :] با توجه به مطالب گفته شده در سوال های فوق [ پس گیرنده های دما در تمام پوست یافت می شود. اما از طرف دیگر هیپو تالاموس ( قسمت جلویی آن ) دارای نورون هایی است که به دمای خون حساس هستند و با افزایش دمای خون فعالیت این نورون ها زیاد می شود و از طرق مخصوصی ، سعی در حفظ حرارت بدن در حد طبیعی خواهند داشت. (از طریق تغییر مقدار جریان خون پوست و ...)

   علاوه بر موارد خون گیرنده های حرارتی در بعضی بافت های عمقی تر نیز یافت شده است . در نخاع ، احشای شکمی و در اطراف ورید های بزرگ در قسمت های فوقانی شکم و نیز در قفسه سینه ای. گیرنده ها به حرارت مرکزی بدن دسترسی دارند . به هر حال پیام گیرنده های حرارت بدن نهایتاً باید در هیپو تالاموس جمع بندی شود و بر اساس آن میزان گشادی و تنگی عروق پوست ، میزان تعریق و میزان تولید حرارت(لرز) تعیین می شود تا حرارت بدن در حد ثابتی بماند. 

 

25- ارتباط گرما با گیرنده درد و گیرنده درد و انعکاس را توضیح دهید.

پاسخ : ارتباط گرما با گیرنده درد ،در سوال قبل تا حدودی توضیح داده شد. در مورد ارتباط گیرنده های درد با انعکاس ( رفلکس) باید گفت: به دنبال درد بعضی رفلکس ها به راه می افتد . مثلاً به دنبال درد احشایی ، عضلات اسکلتی مجاور به صورت رفلکسی انقباض پیدا می کنند . این رفلکس معمولاً در جدار شکم دیده می شود . و سبب سفت شدن جدار شکم می شود . جزئیات آناتومیک این رفلکس هنوز شناخته شده نیست.

 

26- علت عدم وجود گیرنده درد در مغز چیست؟آیا گیرنده های دیگر مثل لمس و فشار در مغز وجود دارند؟

پاسخ : گیرنده های درد در قسمت های سطحی پوست و بعضی از بافت های داخلی نظیر ضریع ، دیواره سرخرگ ها ، سطح مفصل ها و قسمت هایی موسوم به " داس و چادرینه " - که در حفره جمجمه قرار دارند.-  و بیشتر بافت های عمقی دیگر گیرنده های درد بسیار کمی دارند . مغز ، خود دارای گیرنده درد نیست. و حتی بریدن یا تحریک الکتریکی قسمت های حسی قشر مخ ، معمولاً دردی ایجاد نمی کند . بنابراین بیشتر درد هایی که در سر احساس می شود ناشی از مغز نیست . اما اتساع سینوس های وریدی در اطراف مغز، آسیب به چادرینه ی مغز ، و اتساع سخت شامه می توانند درد ایجاد کنند( سردرد) . محرک های آسیب رسان به رگ های خونی مننژ ویا اتساع این رگ های خونی نیز سبب سردرد می شوند .] احشای توخالی و بسیاری از رگ های خونی به فشار های متسع کننده حساس هستند . اما لمس ، فشردن ، بریدن یا سوزاندن آن ها هیچ حسی ایجاد نخواهد کرد. مغز ، کاملاً غیر حساس است . [ 

مرجع : فیزیولوژی بست و تیلور

 

27- احساس سوزش و خارش و درد چه زمانی صورت می گیرد و آیا گیرنده ی سوزش و درد یکسان هستند ؟

پاسخ : درد دارای دو نوع عمده است: درد سریع و درد آهسته

   درد سریع ظرف یک دهم ثانیه بعد از وارد آمدن محرک درد زا به وجود می آید ولی درد آهسته بعد از یک ثانیه یا بیشتر شروع می شود و سپس شدت آن به آهستگی طی ثانیه ها یا حتی دقیقه ها افزایش می یابد. درد سریع اسامی دیگری مانند درد تیز ، گزشی ، سوزنی، حاد و الکتریکی دارد. مثال درد سریع ، فرو رفتن سوزن در دست است. اسامی درد آهسته عبارتند از درد سوزشی، درد مبهم، درد ضربان دار، درد مزمن . این درد معمولاً با انهدام بافت همراه است. پس سوزش خود نوعی از درد است.

 

28- آیا پوشش بُن از بافت پیوندی ساخته شده است؟

29- آیا گیرنده های لمس دو نوع هستند ، پوشش دار و بدون پوشش ؟ و محل قرار گرفتن آن ها در پوست فرق می کند؟

پاسخ مشترک دو سوال : گیرنده های تماسی حداقل شش نوع مختلف هستند . یکی از آن ها انتهای عصبی آزاد و دیگری عصبی است که در قاعده موهای بدن است. چهار نوع دیگر (مایسنر،مرکل،رافینی،و پاچینی)دارای کپسول یا پوششی هستند که عملاً می توان آن را از بافت پیوندی حساب کرد. محل قرار گرفتن گیرنده ها متفاوت است. مثلاً مایسنر در قسمت های بدون موی بدن (کف دست) و رافینی در قسمت های عمقی تر پوست و نیز بافت های عمقی تر قرار دارد. 

 

30- آیا در گیرنده پوستی ،دندریت یک نورون وجود دارد یا چند نورون ؟

پاسخ : می تواند دندریت یک یا چند نورون در یک گیرنده پوستی استفاده شده باشد. به همین دلیل با بی حس کردن پوست ، مرز بی حسی خیلی دقیق نیست .زیرا ارتباط گیرنده های پوستی با نورون ها لزوماً یک به یک نیست.

 

31- علت تفاوت رنگ عنبیه و رنگ پوست در افراد مختلف به علت تنوع رنگدانه است یا تراکم رنگدانه ؟

پاسخ : تراکم عامل اصلی است .MSH ( هورمون محرکه ملانوسیت ها) سبب می شود ملانوسیت ها که به مقدار زیاد بین درم و اپیدرم پوست قرار دارند رنگدانه سیاهی به نام ملانین ایجاد کنند . آن را در بخش اپیدرم پخش کنند. هرچه مقدار این ملانین بیشتر باشد پوست تیره تر است.البته عوامل دیگری هم دخالت دارند. مثلاً مقدار خون در عروق پوست ، در رنگ پوست دخالت می کند. در ضمن وراثت رنگ پوست چند ژنی(Polygenic ) است. حد اقل سه ژن برای رنگ پوست یافت شده است . مقدار تابش خورشید به پوست نیز بر رنگ پوست اثر می گذارد.

(مرجع : کمپل ، فیزیولوژی بست و تیلور)

 

32- مثالی از گیرنده های مکانیکی حساس به حرکت و کشش بیاورید.

پاسخ : سلول های مویی یا Hair cells در شنوایی بر اثر انرژی جنبشی صوت ، با باز شدن کانال هایی تحریک می شوند _ گیرنده پاچینی به ارتعاش حساس است.( 800-30 بار در ثانیه ) دوک عضلانی ، به کشش عضله حساس است.

 

33- آیا واقعاً هر جوانه چشایی 50 تا 100 سلول چشایی دارد؟

پاسخ : بله واقعاً همین طور است. یک جوانه چشایی ساختمان بسیار کوچکی تقریباً به قطر 30/1

( یک سی ام) میلی متر است . کلاً حدود 3000 تا 10000 جوانه چشایی در زبان انسان هست . جوانه های چشایی روی پرز های چشایی قرار دارند.

 

34- مزه های فرعی که توسط زبان احساس می شوند ، کدامند ؟ آیا تندی هم مزه  محسوب می شود؟

پاسخ : مزه های اصلی همان چهار تا هستند. تمام مزه های مختلف از ترکیبات مختلف این چهار تا احساس می شوند. عبارت " طعم " با مزه فرق دارد . در درک طعم ، علاوه بر مزه ، حرارت و بوی غذا هم دخالت دارد.

   تندی در واقع ناشی از تحریک گیرنده های درد در بینی است . بنابراین در آن چهار مزه قرار نمی گیرد.

 

35- علت سر گیجه و رابطه آن را با مجاری نیم دایره ، توضیح دهید. 

پاسخ : مجاری نیم دایره برای تشخیص شتاب چرخشی است و اوتریکول و ساکول به ترتیب برای شتاب خطی افقی و شتاب خطی عمودی هستند. به مجموع مجاری نیم دایره ، اوتریکول و ساکول سیستم دهلیزی گفته می شود. سرگیجه ، احساس چرخش است در حالی که واقعاً شخص در حال چرخش نیست. علل سرگیجه بسیار متنوع است . از جمله التهاب و عفونت گوش میانی یا التهاب شاخه دهلیزی عصب 8 . به طور معمول ایمپالس های دهلیزی به قشر هم می روند و احساس درک آگاهانه از حرکت را به شخص می دهند . اگر سیستم دهلیزی به خوبی کار نکند،این احساس نیز به هم می خورد. ضمناً حس  Proprioception  یا درک موقعیت در فضا ، بستگی به عملکرد سیستم دهلیزی دارد. اگر این حس مختل شود ، شخص موقعیت خود را در فضا (مکان) به درستی متوجه نمی شود.

 

36- اثر وزن بر میزان داروی بی هوشی چیست؟

پاسخ : هر چه وزن بیشتر باشد ، مقدار داروی بیشتری مورد نیاز است. به عبارت دیگر باید مقدار دارو به ازای کیلوگرم وزن بدن محاسبه شود. طبیعتاً یک فرد چاق و یک فرد لاغر مقدار داروی مورد نیاز برای بیهوشی آن ها متفاوت خواهد بود.

 

37- اثر داروی بی هوشی بر مغز چگونه است؟

پاسخ : در مورد مکانیسم عمل داروهای بی هوش کننده عمومی اتفاق نظر نیست. بعضی می گویند در چربی غشا ، حل شده  وارد سلول های عصبی می شوند و فعالیت آن ها را کاهش می دهند. بعضی تحقیقات نیز نشان داده است که دارو های بی هوشی دارای گیرنده هستند . یعنی روی گیرنده اثر می کنند و نفوذ پذیری سلول عصبی را به کلر زیاد می کنند . اما دارو های بی حسی موضعی ، با تأثیر بر کانال سدیمی دریچه دار سبب مهار باز شدن کانال ودر نتیجه عدم ایجاد پتانسیل عمل و عدم حس درد در موقع تزریق می شود.  

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۶ آبان ۹۶ ، ۲۳:۵۱