زیست شناسی

علمی و آموزشی

زیست شناسی

علمی و آموزشی

زیست شناسی

فالموت فی حیاتکم مقهورین ،
و الحیاة فی موتکم قاهرین
زندگی آن است که بمیرید و پیروز باشید و مردن آن است که زنده‏ باشید و محکوم دیگران.
نهج البلاغه ، خطبه 51

۲۲ مطلب با موضوع «زیست شناسی جانوری» ثبت شده است

Image result for ‫مار شتری‬‎

نام فارسی : مار شتری یا شترمار

نام علمی: Spalerosophis diadema cliffordi

نام انگلیسی: Diadem Snake

مشخصات : پولکهای گونه ای و جلو پیشانی منقسم به چندین پولک کوچک ،‌ دارای 8 تا 12 دور چشم ، لب بالا دارای 11 تا 13 پولک و لب پائین 11 تا 14 پولک ، پولکهای پشتی 27 عدد (ندرتا 29 یا 31 عدد) و در قسمت قدامی بدن کمی برجسته و در قسمت خلفی تیغه درا ، لب بالا به وسیله یک ردیف پولک از چشم مجزا ، پولکهای سطح شکمی 216 تا 248 و سطح زیرین دم 64 تا 87 عدد ، پولک مخرجی منفرد .

بدن به رنگ نخودی ، خاکستری روشن ، قهوه ای روشن زیتونی با سه ردیف خالهای تره رنگ طولی ممتد ،‌سطح پشتی دارای خال های تیره رنگ چهار ضلعی با حاشیه زرد رنگ همراه با خالهای تیره رنگ و یک در میان در سطح جانبی ،‌رنگ سطح شکمی روشن و فاقد خال . حداکثر طول 188 سانتیمتر ، دم 27 سانتیمتر .

تغذیه از مارمولکها و موشها .

زاد و ولد : تخمگذار ، 3 تا 5 تخم می گذارد .

زیستگاه : مناطق صحرایی و نیمه صحرایی ،‌کوهستان‌ها و بوته زارها .

انتشار جغرافیایی : مصر و مناطق شمالی آفریقا و در جنوب تا سودان و در قسمت شرقی به صحرای سینا ، فلسطین ، سوریه ، اردن ، عراق ، ایران ، عربستان ، افغانستان ، پاکستان .

پراکندگی : استانهای تهران ، مرکزی ، خوزستان ، فارس ،‌کرمان ، سیستان و بلوچستان ،‌هرمزگان ، یزد ، اصفهان ، بوشهر ، قم ، قزوین ، همدان ،‌ زنجان ، گلستان ، لرستان ، خراسان ، سمنان .

negahmedia.ir

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۶ مهر ۹۷ ، ۰۰:۰۹

پروانه شهریار (Monarch butterfly) با نام علمی (Danaus plexippus) نوعی پروانه است. این پروانه از خانواده فرچه‌پا است.

پروانه شهریار هر ساله از کوه‌های راکی به مکزیک مهاجرت می‌کند. این پروانه حشره افتخاری ایالت تگزاس است.


پروانه مونارک حشره ی کوچی است به اندازه ۵۰ تا ۸۰ میلی متر که در ساختار بدنی خود، لوله گوارش، قلب پشتی و طناب عصبی شکمی دارد.

تنفس این جاندار از نوع نایدیسی است و جابجایی مواد در بدن او به وسیله دستگاه گردش خون باز و همولنف صورت می گیرد.

تولید مثل مونارک با تخم گذاری است و همانند سایر پروانه ها مراحل دگردیسی کامل را طی می کند.

بعد از خروج از تخم، به صورت یک نوزاد کرمی شکل است که از برگ تغذیه می کند و پس از چند بار پوست اندازی وارد مرحله شفیره می شود و تغییراتی پیدا می کند تا به پروانه تبدیل شود. از این پس غذای مونارک بالغ شهد گل ها است.


Image result for ‫مونارک‬‎


پروانه مونارک به علت توانایی مهاجرتش مورد توجه دانشمندان و زیست شناسان قرار گرفته است.

این پروانه سالانه هزاران کیلومتر را از مکزیک تا جنوب کانادا طی می کند تا به محلی مناسب برای زندگی اش برسد.

نکته جالب توجه این است که جانداری به این کوچکی چگونه مسیر حرکتش را تشخیص می دهد؟!

پروانه مونارک همچون سایر حشرات چشم مرکب دارد و می تواند نور خورشید را تشخیص دهد.

نور خورشید روی سلول های عصبی پروانه اثر گذاشته و با پردازش های مغزی می تواند جایگاه خورشید را در آسمان تعیین کرده و مسیر خود را بیابد.

بدیهی است که در جهت یابی مونارک نور خورشید نقش کلیدی دارد. بنابراین تنها در روز قادر به جهت یابی و مهاجرت است.


                         لارو مونارک                                              آغاز خروج مونارک از پیله

Image result for ‫مونارک‬‎    Image result for ‫مونارک‬‎

منابع : ویکی پدیا و علم نما

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۱ مهر ۹۷ ، ۰۰:۳۷

اگه منو پیدا کردی؟



یک کرم صدپا روی برگ درخت



ملخ سبز در میان گیاهان همیشه بهار


جاگوار در میان خزان برگ ها



قورباغه بر روی دیوار


پرنده چیف چاف در لابه لای برگ های خشک درخت


سنجاقک امپراتور در برکه


خرچنگ در میان شن‌ها



مارمولک پرنده که به نام اژدهای پرنده نیز شناخته می شود روی تنه درخت


گل یا عنکبوت؟

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۹ فروردين ۹۷ ، ۱۷:۰۸


کلمه "بیولومینسانس" از دو کلمه "بیو" و "لومینسانس" تشکیل شده که بیو به معنی "موجود زنده" و لومینسانس به معنی "انتشار نور سرد".
بنابراین بیولومینسانس به انتشار نور از برخی از موجودات زنده گفته می شود.


بیولومینسانس در موجودات مختلف با اشکال ظاهری متنوع و با مکانیسم‌های مختلف انجام می‌شود. برخی جانوران اندام‌های نورانی پیچیده‌ای که مانند چشم است دارند، در این جانوران انتشار نور تحت کنترل سیستم عصبی است و نور بر اساس نیاز یا باتحریک عصبی آزاد می‌شود. از جمله این جانوران ماهی منور و اختاپوسهای نور افشان است. در برخی دیگر یک سلول منفرد همه‌ی دستگاه‌های مورد نیاز برای نشر نور را دارد و نور به طور ممتد نشر می‌شود (باکتری‌ها و قارچ‌های منور از این دسته هستند). بسیاری از گروه‌های دیگر موجودات لومینسانس حد واسط این دو گروه اند.

به بیان دیگر ، بیولومینسانس یا زیست افروزش، عبارت است از تولید نور به وسیله‌ یک ارگانیسم زنده، که به دلیل اکسیداسیون یک پیش ماده (سوبسترا) نظیر لوسی فِرین توسط آنزیم لوسی فِراز رخ می‌دهد. باکتری‌های نورافشان، فراوان ترین موجودات زنده بیولومینسانت هستند که اغلب در زیستگاه‌های دریایی یافت می‌شوند.
🔹واژه‌ی لومینسانس به معنی انتشار نور سرد است. منظور از نور سرد این است که کمتر از ۲۰ درصد تابش حرارتی تولید می‌شود و لومینسانس یا نور سرد نباید با فلورسانس، فسفورسانس و یا شکست نور اشتباه شود.
🔹بیولومینسانس (تولید و نشر نور) در اثر انجام یک واکنش شیمیایی - آنزیمی، از موجودات زنده است و بر خلاف واکنش‌های زیستی معمول، که انرژی به صورت گرما به محیط داده می‌شود، انرژی این واکنش به انرژی نورانی مبدل می‌شود.


🔆 Aliivibrio fisher
یک باکتری است که به دلیل توانایی تولید نور به آن باکتری بیولومینسانس گفته می شود.




حشره شب تاب

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۸ فروردين ۹۷ ، ۲۳:۳۷

هیدر، از کیسه تنان است. 

رنگ سبز هیدر ناشی از جلبک های همزیستی است که در بافت های هیدر به سر میذبرند. هیدر کیسه گوارش یک طرفه دارد و شبکه ای از تارهای عصبی در بدنش گسترش یافته و سراسر بدن هیدر را در بر می گیرند دیواره بدن هیدر شامل دو لایه مشخص است .
1⃣ لایه خارجی اپیدرمیس (epidemis)
2⃣ لایۀ داخلی گاسترودرمیس (gastrodermis) و یک لایه نازک غیر سلولی به نام مزوگله (mesoglea) بین آنها است.
از ویژگی های هیدر و سایر مرجانها داشتن اندام گزنده ای به نام نِماتوسیسْت (nematocyst) است. نماتوسیست کپسول کوچکی از مواد شبه کتینی است که در آن یک رشته مارپیچی نخی شکل وجود دارد که در مواقع خطر این رشته به بیرون از کپسول رها می شود.
🔶هیدر هم از طریق جنسی و هم از طریق غیر جنسی تکثیر پیدا می کند.



هیدر جانوری آبزی است که هرگز پیر نمی‌شود و نمی‌میرد. راز عمر جاویدان این جانور در یک چیز است: «توانایی بازسازی سلولی»
🔷 پیری فرآیندی پیش رونده است که در طی آن تغییراتی در روند فعالیت‌های فیزیولوژیکی در طول عمر یک ارگانیسم رخ داده که سبب کاهش توانایی‌های جسمانی و افزایش حساسیت به چالش‌های زیست محیطی و آسیب‌های فیزیکی به پیکرش می‌شود.
🔷 هیدر جانوری کوچک از شاخه گزنده‌تباران است. این جانوران آبزی که طول آنان حداکثر به ۱۰ میلیمتر می‌رسد، بومی مناطق معتدل و گرمسیر هستند. این جانور به دلیل توانایی فوق‌العاده در بازسازی سلولی عمر جاویدان دارد.
🔷 ️راز عمر ابدی هیدر در سلول‌های ساده آن است که قادرند تا یک چرخه زیستی را طی کند. سلول‌هایی با توانایی تقسیم بالا که می‌توان آنها را نوعی سلول‌ بنیادی خواند که به او این توانایی را اعطا می‌کند تا عمری جاودان بیابد.
🔷 در بدن انسان و سایر جانوران نیز سلول‌های بنیادی وجود دارد که در مواقع لازم با تقسیم و تمایز سلولی جایگزین سلو‌ل‌های مرده می‌شوند و به ترمیم بافت‌های آسیب دیده کمک می‌کنند.
🔷 سلول‌های موجودات در طی عمرشان پیر شده و قابلیت انجام فعالیت‌های خود را از دست می‌دهند و نهایتا می‌میرند. این سلول‌ها به تدریج با سلول‌های دیگری جایگزین می‌شوند تا موجود زنده بتواند به حیات خود ادامه دهد. با افزایش سن موجودات زنده میزان بیشتری از سلول‌های پیکرش از بین می‌رود و به مقدار کمتری جایگزین می‌شود که نتیجه آن پیری و سرانجام از کار افتادگی بافت‌ها، اندام‌ها و نهایتا مرگ است.
👈 مطالعه بر روی حیواناتی مانند هیدر و کشف رازهای مرتبط با چگونگی تقسیم سلولی بدون فرسایش می‌تواند کمک کند که انسان به آرزوی دیرین خود یعنی طول عمر جاویدان برسد.


منبع: مجله زیست شناسی شریان

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۷ فروردين ۹۷ ، ۱۹:۳۵

جانوران بسیار گوناگونند. توانایی آنها با سازگاری در محیط های مختلف سبب شده است که این موجودات در سراسر کره زمین در شرایط گوناگون محیطی به شکل های متفاوت زندگی کنند. دانشمندان عقیده دارند که هنوز نیمی از انواع جانوران بر روی کره ی زمین شناخته نشده اند.

اسفنج ها (پوریفرا) ساده ترین جانورانند. این جانوران که اغلب دریازی هستند به صورت کلونی زندگی می کنند  تا کنون حدود 5000 گونه آنها شناخته شده است اسکلت اسفنج ها از آهک، سیلیس و یا نوعی پروتئین سخت تشکیل شده است . و بر این اساس اسفنج ها به سه دسته آهکی، شیشه ای و شاخی طبقه بندی می شوند. بدن یک اسفنج بالغ از سه لایه سلول مختلف تشکیل شده است این جانوران به طریقه جوانه زدن و یا قطعه قطعه شدن زیاد می شوند این جانوران تولید مثل جنسی نیز دارند و با تشکیل تخم زیاد می شوند.

اندازه آنها از چند میلیمتر تا چندین متر تغییر می‌کند. رنگ این جانوران نیز گوناگون است و از خاکستری تا قرمز ، نارنجی ، آبی ، بنفش و سیاه تفاوت دارد. اسفنجها در آبهای شور و اعماق مختلف دریا یافت می‌شوند و تنها یک راسته از این جانوران در آب شیرین زندگی می‌کند.

اسفنجها معمولا خود را به سنگها و اجسام جامدی که در آب وجود دارد می‌چسبانند. تعیین هویت و انتساب اسفنجها به جانوران ، در اواسط قرن نوزدهم میلادی صورت گرفت. تعیین جایگاه اسفنجها در رده‌بندی جانوران دقیقا مشخص نیست. به علت هضم داخل سلولی ، اسفنجها از سایر جانوران پریاخته‌ای متمایزند و به این جهت به آنها پرآزیان نیز گفته می‌شود.




مشخصات کلی
  • تقارن در آنها شعاعی است و برخی نیز فاقد تقارن هستند. برخلاف جانوران عالیتر بدن آنها فاقد ساختار مشخصی است.

  • تمامی یا قسمتی از پوشش داخلی این جانوران ، از کوانویست (سلول های یقه‌دار) پوشیده شده است.

  • بدن مجهز به سوراخ ها ، مجاری و دالانهای زیادی است که دائما آب در آنها گردش می‌کند و غذا و اکسیژن را به قسمت های مختلف بدن می‌رساند.

  • این جانوران فاقد اندامهای حرکتی هستند. هضم در آنها ، درون یاخته‌ای است.

  • بدن از اسکلت داخلی که سوزنه (Spicule) نام دارد، تشکیل شده است.

  • تولید مثل از راه جنسی و غیرجنسی است. تولید مثل غیرجنسی از راه جوانه زدن ، و تولید مثل جنسی از راه ترکیب تخمک و اسپرماتوزوئید صورت می‌گیرد.

  • لارو این جانوران مژکدار و در آب شناور است.


رده بندی اسفنج ها
اسفنج ها را بر اساس ساختمان اسکلت درونی به 4 رده تقسیم می‌کنند.
  • رده اسفنج های آهکی با اسپیکول هایی از جنس کربنات کلسیم مانند لوکوسولینا.

  • رده اسفنج های شیشه‌ای با اسپیکولهای 6 محوری سیلیسی.

  • رده دمواسپونژیا متشکل از تارهای اسپونژین یا اسپیکول های سیلیسی و یا هر دو.

  • رده اسکلرواسپونژیا با اسکلت داخلی آن مشابه با اسفنج های معمولی.

Image result for ‫اسفنج دریایی‬‎

لوکوسولینا یک اسفنج ساده

لوکوسولینا یکی از ساده‌ترین اسفنجهاست که به صخره‌های مناطق کم عمق ساحل دریا چسبیده است. لوکوسولینا از تعدادی تشکیلات لوله ‌مانند که بطور عمودی بر روی لوله‌های افقی دیگر قرار گرفته‌اند، تشکیل شده است. هر لوله عمودی ، درون حفره اسپونگوسل قرار دارد و از بالا از راه دهانچه با محیط بیرون در ارتباط است. جنس اسپیکولها در لوکوسولینها ، کربنات کلسیم است. شکل بیرونی روزنه‌ها با یکدیگر تفاوت دارد. برخی از آنها به صورت میله ساده و یا یک محوری هستند و پاره‌ای دیگر سه یا چهار محور دارند.

به اسپیکولهای بزرگتر که ساختار اصلی اسکلت جانور را تشکیل می‌دهند مگااسکلرو اسپیکولهای کوچکتر را میکرواسکلر می‌گویند. دیواره بدن جانور ، مجهز به سوراخهای ریز و متعددی به نام روزنک است که سطح بیرون بدن را به حفره درونی اسپونگوسل مربوط می‌سازد. مزانشیم از ماده کلوئیدی با غلظت ناچیز تشکیل یافته است. کوانوسیت‌ها که یاخته‌های لاله مانندی هستند، از سمت پایه ، بر روی مزانشیم قرار گرفته‌اند و تاژک آنها متوجه اسپنگوسل است.

تاژکها با حرکت خود جریانی از آب را بوجود می‌آورند و آب را از روزنکها به حفره درونی انتقال می‌دهند و در نهایت ، آب از دهانچه خارج می‌شود. تخمین زده شده که اسفنجی با حجمی حدود 8 سانتیمتر مکعب ، قادر است در روز بین 23 تا 28 لیتر آب را از خود عبور دهد. با گردش آب ، جانور، از اکسیژن و مواد غذایی موجود در آن به منظور تنفس ، تغذیه و انتقال مواد زاید بهره می‌گیرد. لوکوسولینها از پلانکتونها و ذرات آلی کوچک در آب ، تغذیه می‌کند. این جانور ، عصب و یاخته‌های حسی ندارد، از اینرو هر یاخته ، مستقلا نسبت به محرک های محیطی از خود واکنش نشان می‌دهد.


مجاری در اسفنج ها
ساختمان مجاری در اکثر اسفنج ها ، بسیار پیچیده و دارای انشعابات زیادی است. مجاری با توجه به نوع انشعابات ، به سه گروه تقسیم می‌شوند.

آسکون:
که در لوکوسولینا از یک مجرای ساده به نام استیتوم تشکیل یافته و محیط پیرامون را مستقیما ، با حفره اسپونگوسل مربوط می‌کند.

سیکون:
از دو نوع مجرا تشکیل شده که از آن دو نوع ، تنها مجاری شعاعی ، از کوانوسیت پوشیده شده است.

لوکون: دیواره بدن در این نوع از اسفنج ها ضخیم تر بوده و دارای مزانشیم زیادتری است. مجاری از انشعابات پیچیده تشکیل می‌یابد و یاخته‌های کوانوسیت ، منحصر به بخش های ویژه‌ای از این مجاری هستند.

استخوان‌بندی

بدن نرم اسفنج ها به وسیله اجسام ریز متعددی به نام سوزنه (اسپیکول) که به صورت بلورهایی در درون مزانشیم جایگزین شده‌اند نگهداری می‌شود. ترکیب شیمیایی اسپیکول ها ، در انواع مختلف اسفنج ها تفاوت دارد. در لوکوسولینا و سیفا ، از جنس کربنات کلسیم و در اسفنج های شیشه‌ای ، از جنس سیلیس است.

اسپیکول ها از نظر اندازه و شکل خارجی متفاوت هستند. برخی از آنها پیچیده‌اند. اسفنج های حمام و برخی دیگر از اسفنج ها دارای الیاف اسفنجی هستند. ترکیب شیمیایی این ماده مانند ناخن و پشم ، از جنس اسکلروپروتئین و کاملا در برابر آنزیم ها مقاوم است.

تولید مثل در اسفنج ها


تولیدمثل غیرجنسی هرگاه قسمتی از اسفنج آسیب ببیند یا از بین رود، مجددا ترمیم می‌شود. قابلیت ترمیم در اسفنج ها ، بسیار زیاد است. به طوری که هرگاه یاخته‌های بدن اسفنجی را کاملا از هم مجزا کنند و یاخته‌ها را مجاور هم قرار دهند، اسفنج دوباره به صورت اولیه خود در می‌آید. تکثیر بسیاری از اسفنجها از راه جوانه زدن است. جوانه ممکن است از تنه اصلی جدا شود و یا متصل باقی بماند که در این صورت به تدریج بر توده اسفنج افزوده می‌شود. اسفنج هایی که در آب شیرین زندگی می‌کنند، دارای جوانه‌های داخلی هستند.

تشکیل جوانه‌های داخلی ، اسفنج ها را از شرایط نامناسب محیطی ، مانند سرما و خشکی مصون نگه می‌دارد. جوانه‌ها توسط ارکئوسیت‌ها که محتوی مواد غذایی هستند، احاطه می‌شوند و گاهی نیز غشایی مقاوم و مجهز روزنه ، را فرا می گیرد. در شرایط نامساعد که تنه اصلی اسفنج از بین می‌رود، جوانه‌ها آزاد می‌شوند. در شرایط مناسب برای رشد جوانه ، ارکئوسیت‌ها از میان میکروپیل دیواره مقاوم بیرون می‌آیند و تشکیل اسفنج جدیدی می‌دهند.

تولید مثل جنسی در اسفنجها

بعضی از اسفنج ها مثل سیفا ، یک جنسی و برخی دیگر دو جنسی هستند. تخم و اسپرم ، از ارکئوسیت ها مشتق می‌شوند. اندام تناسلی در اسفنج وجود ندارد. تخم درون مزانشیم باقی می‌ماند و به وسیله اسپرم ، اسفنج دیگری بارور می‌شود. ابتدا تخم بارور شده سه بار پی‌درپی تقسیم می‌شود و هشت یاخته جدید بوجود می‌آورد.

سطح تقسیم بعدی ، افقی است. هشت یاخته بزرگ ، اپیدرم را تشکیل می‌دهد و هشت یاخته کوچک ، کوانوسیتها را بوجود می‌آورد. این مرحله بلاستولاست و حفره داخلی بلاستوسیل نیز وجود دارد. پس از این مرحله لارو شناگر آزاد ، به نام آمفی بلاستولا بوجود می‌آید که به زودی ساکن می‌شود و پس از طی دوران رشد و نمو ، اسفنج بالغ را می‌سازد.


اسفنج های آب شیرین
این اسفنج ها به صورت توده‌های نامنظم رشد می‌کنند، بزرگی آنها به اندازه مشت گره کرده انسان است. پاره‌ای به رنگ زرد یا قهوه‌ای هستند و برخی دیگر ، چون در مجاورت نور آفتاب قرار گیرند، رنگ سبز به خود می‌گیرند. پیدایش رنگ سبز ، به علت وجود جلبک است که درون مزانشیم اسفنج های آب شیرین زندگی می‌کنند.

رابطه ی اسفنج ها با سایر موجودات

جانوران کمی وجود دارند که به اسفنج حمله می کنند یا از آن ها تغذیه می نمایند. که احتمالا این موضوع به خاطر وجود اسپیکول در اسفنج ها و یا به خاطر ترشحات نامطبوع آن ها باشد.

اما بسیاری از بند پایان، کرم ها، نرم تنان برخی از ماهی ها در حفره های موجود در بدن اسفنج ها به سر می برند. برخی از نرم تنان دریایی نیز از اسفنج ها تغذیه می کنند.

هم چنین خرچنگ ها تکه ای از اسفنج زنده را به صدف خود می چسبانند. نوعی اسفنج نیز معمولا بر روی صدف حلزونی که به عنوان پناهگاه خرچنگ زاید مورد استفاده قرار می گیرد رشد می کند. که در نهایت باعث جذب صدف گردیده، به طوری که خرچنگ به زودی در داخل اسفنج زندگی خواهد کرد.

 

از زمان های قدیم انسان همیشه اسکلت رشته ای اسفنج حمام Spongia را مورد استفاده خود قرار داده است.

غواصان و صیادان آب های مدیترانه و خلیج مکزیک سالیانه بیش از یک میلیون کیلو اسفنج صید می نمودند.

بدین ترتیب که اسفنج ها بر روی آب آورده می شوند قسمت های پروتوپلاسمی آن را می گذاردند تا بگندد. آن گاه بخش شیشه ای تمیز گردیده و خشک می شد و سپس آن را قطعه قطعه کرده و به فروش می رساندند. امروزه با وجود اسفنج مصنوعی صید طبیعی چندان رونق ندارد.


منابع:
دانشنامه رشد
تبیان
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۷ اسفند ۹۶ ، ۰۰:۲۵

بزرگ ترین گروه بی مهرگان، بندپایان نامیده می شود.

شاخه بندپایان بزرگترین شاخه در میان جانوران و اصولا همه جانداران است. گوناگونی بندپایان به تنهایی از گوناگونی همه جانوران و گیاهان نیز بیشتر است. در حدود 75 درصد از گونه‌های شناخته شده بندپایان را حشرات تشکیل می‌دهند. اندازه بندپایان از کنه‌های میکروسکوپی تا خرچنگهای غول پیکر 1.5 متری که وسعت پاهایشان به 4 متر می‌رسد متغیر است. این جانوران بیشتر از هر نوع جانور دیگری در روی زمین گستردگی و تراکم دارند. بندپایان مهمترین گروهی هستند که موجودات دیگر از جمله انسانها مجبور به رقابت با آنها هستند.
تقریبا در همه جا می توانید بند پایان را پیدا کنید. بندپایان فراوان ترین جانوران روی زمین هستند. حشرات، خرچنگ ها، عنکبوت ها و هزارپا ها از جمله بند پایان هستند.

تا کنون حدود یک میلیون گونه از جانداران در این گروه جای گرفته اند که معادل ۸۰ درصد کل جانوران می باشد. از این رو می توان گفت بندپایان جانورانی هستند که در همه زیستگاه ها دیده می شوند.

همان طور که از نام این جانوران مشخص است، بدنی بند بند دارند که به هر قطعه آن یک زائده متصل است. این زوائد در انواع مختلف بندپایان به جاندار کمک می کند تا حرکت کند، از خود دفاع کند، تنفس کند و غذای خود را به دست آورد.

ویژگی بارز بندپایان، اسکلت خارجی آن هاست. اسکلتی از جنس نوعی پلی ساکارید به نام کیتین که بسیار محکم می باشد.

این ساختار اسکلتی، محافظ جاندار است. از یک طرف از اندام های داخلی بدن محافظت کرده و مانع تبخیر آب بدن می شود و از طرف دیگر جانور را در برابر شکارچیان حفظ می کند.

پوست اندازی بخشی از زندگی یک بندپا است. اسکلت خارجی جاندار یک بافت غیر زنده است و با رشد جاندار بزرگ تر نمی شود. از این رو بندپایان مجبورند بعد از مدتی طی فرآیندی به نام پوست اندازی، اسکلت قدیمی خود را دور بیندارند و پوششی جدید وبزرگ تر برای خود بسازند.

بینایی در بندپایان

دستگاه بینایی شامل چشم های مرکب است. در این چشمها واحدهای بینایی کاملی در کنار هم گرد آمده و ساختارهای مرکب بزرگی را تشکیل می‌دهند. هر واحد بینایی ، خود شامل یک عدسی کیتینی و سلول های حساس در برابر نور است. بندپایان چشم های ساده هم دارند که در هر کدام از آنها یک عدسی روی تعدادی سلول حساس در برابر نور را می‌گیرد.

دستگاه گردش خون

بندپایان هم مانند نرم تنان دارای دستگاه گردش خون باز هستند که در آن خون قسمتی در رگ ها و قسمتی در سینوس های خونی جریان دارد. قلبی لوله‌ای شکل ، پشتی و ته باز مهم ترین و اغلب تنها رگ خونی را تشکیل می‌دهد.


رگ پشتی دستگاه گردش خون در بخشی از بدن حجیم شده و قلب بندپا را می سازد.

دستگاه تنفس

تنفس از طریق آبشش ، آبشش های کتابی ، شش های کتابی یا سیستم نایی انجام می‌شود که همگی کیتینی هستند و از سطح بطور بند بند رو به خارج یا داخل بدن رشد یافته‌اند. آبشش ها که خاصه سخت پوستان هستند، به صورت زوایدی پر مانند از پاها و سایر اجزای قطعه قطعه خارج شده‌اند. آبششهای کتابی در خرچنگهای نعل اسبی و ششهای کتابی در عنکبوت ها و عقرب ها حجره‌هایی هستند که در آنها صفحات آبشش ها در آب و شش ها در هوا عمل می‌کنند. سیستم نایی شامل مجاری منشعب و متصل بهم هستند که از سطح بدن به تمام قسمت های درونی می‌رسند. این سیستم در صدپایان و حشرات دیده می‌شود.


روش های تنفسی در بندپایان :

  1. دستگاه تنفس نایی (نایدیسی)

  2. شش های کتابی

  3. آبشش

  4. آبشش های کتابی

دستگاه دفعی

دفع از طریق دو اندام انجام می‌شود. بندپایان آبزی دفع را از طریق اندام های لوله‌ای شکلی انجام می‌دهند که نام های مختلفی دارد. بندپایان ساکن خشکی به ویژه حشرات دارای لوله‌های مالپیگی هستند که به روده سوم متصل هستند و در آنجا باز می‌شوند.

دستگاه عصبی

دستگاه عصبی از نوع نردبانی و مشابه دستگاه عصبی آنلیدهاست.

شاخه بندپایان به دو زیر شاخه تقسیم می شود:

زیر شاخه کلیسرداران

بدن دارای سر سینه‌ای عموما بدون بند است. شکم بند بند ، یا یک قطعه است. به سر سینه اصولا 6 جفت زایده متصل است. نخستین جفت کلیسر ، دومین جفت پدی پالپ و چهار جفت آخر ، پاهای حرکتی هستند. فاقد آرواره یا شاخک هستند. خرچنگ های نعل اسبی ، عنکبوت های دریایی و عنکبوتیان جزء این زیر شاخه هستند.

زیر شاخه آرواره‌داران

بدن دارای سر سینه و شکم است. سر سینه یا سر از خارج بدون قطعه می‌نماید. سینه ، شکم یا تنه قطعه قطعه است. در سر یک یا دو جفت شاخک یک جفت آرواره (ماندیبول ) و دو جفت ماگزیلا وجود دارد. سخت پوستان ، صد پایان ، هزار پایان و حشرات در این زیر شاخه قرار می‌گیرند.

هم چنین بندپایان بر اساس زائده های بدن یعنی تعداد پاها به ۴ رده تقسیم می شوند:
  1. حشرات
  2. عنکبوتیان
  3. سخت پوستان
  4. هزارپایان

رده بندی بندپایان

حشرات

حشرات فراوان ترین گروه  بندپایان می باشند که جثه ای کوچک شامل سه قسمت سر، سینه و شکم دارند. بندپایانی که ۶ پا داشته باشند معمولا در این گروه جای می گیرند.

شاخک، دو جفت بال و آرواره های دهانی از دیگر ویژگی های حشرات است.

حشرات

عنکبوتیان

معمولا جاندارانی که ۸ پا داشته باشند در گروه عنکبوتیان قرار می گیرند. این جانداران بندپایانی هستند که بدنی دو قسمتی شامل سرسینه و شکم دارند و اغلب گوشتخوارند. نیش زهری ویژگی بارز عنکبوتیان است.

عنکبوتیان

سخت پوستان

معمولا جاندارانی که ۱۰ پا داشته باشند در گروه سخت پوستان دسته بندی می شوند. این جاندران بندپایانی هستند که پوشش سختی دارند. به جز خرخاکی همگی سخت پوستان درآب زندگی می کنند.

از نظر ساختار بدنی به دو دسته تقسیم می شوند: برخی دو قسمتی اند وتنها سر و سینه دارند و برخی سه قسمتی اند و از سر و سینه و شکم تشکیل شده اند.

سخت پوستان

هزارپایان

معمولا جاندارانی که بیش از ۱۰ پا داشته باشند در گروه هزارپایان قرار می گیرند. این جانداران کمیاب ترین گروه بندپایان هستند و در ظاهر یک سر و تنه ای کشیده و بند بند دارند که پاهای بسیاری به بند ها متصل است.

هزارپایان

هزارپایان به نوبه خود به دو گروه زیر تقسیم می شوند:

  1. صدپاها

صدپا جانداری با بیش از ۱۰ پا است که به هر بند بدنش یک جفت پای بلند متصل است و گوشتخوارند.

  1. هزارپاها

هزارپا جانداری با بیش از ۱۰ پا است که به هر بند بندش دو جفت پای کوتاه متصل است و گیاه خوارند.

انواع هزارپایان


منابع :

1- سایت علم نما

2- دانشنامه رشد

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۴ بهمن ۹۶ ، ۱۵:۴۷

علی رضا نادری/محقق و نویسنده کتاب پروانه های ایران

محققان بسیاری سال‌ها تلاش کردند و رنج سفرهای بیشمار را بر خود هموار ساختند تا با ثبت یکی از غنی‌ترین سرمایه‌های کشور در بانک‌های اطلاعاتی جهانی زمینه را برای شناسایی و مطالعات بیشتر فراهم کنند. مهندس علیرضا نادری 20 سال است روی پروانه‌های ایرانی تحقیق می‌کند و کتاب راهنمای میدانی پروانه‌های ایران را نوشته است. به عقیده نادری پروانه‌ها به‌واسطه عمر کوتاه و ناتوانی در سازگاری سریع با تغییرات شرایط، محیطی می‌توانند یکی از بهترین شاخص‌ها برای سنجش سلامت اکوسیستم باشند. این محقق ایرانی موفق شده چندگونه و زیرگونه جدید از پروانه‌های ایرانی را در مرکز بارکد زیستی معرفی و ثبت کند.

به همت تعداد زیادی از متخصصان داخلی و خارجی تا امروز در ایران حدود 415 گونه پروانه ثبت و شناسایی شده است. از این تعداد حدود 80 گونه اندمیک یا بومی انحصاری ایران است از جمله گونه‌های شیرازیکا و زاگرسیکا که بومی منطقه زاگرس هستند و در نام علمی هم به زیستگاه آنها گریزی زده شده است.

برای تشخیص یک گونه در قدیم از صفات مورفولوژیکی (ریخت‌‌شناسی) استفاده می‌شد، امروزه مورفولوژی همچنان کاربرد دارد ولی از آنجا که در حشرات به دلایلی نظیر کوچک بودن آنها قضیه به نحوی تخصصی‌تر می‌شود و صفات هم بسیار پیچیده و متنوع‌ است، شناسایی گونه‌ها دیگر به آن راحتی نخواهد بود. در نتیجه باید صفات جدیدی پیدا شود که از جمله می‌توان به پیش کشیدن مسائل اکولوژیکی و بیولوژیکی اشاره کرد.

علاوه بر آن در سال‌های اخیر مطالعات ژنتیکی نیز به میان آمده که بارکد و آنالیز ژنتیکی بخشی از این قضیه است.

مجموع این موارد تا حدودی باعث می‌شود یک محقق بتواند با اطمینان بیشتری بین یک گونه با گونه نظیر تمایز قائل شود. در برخی موارد گونه‌ها تفاوت‌های بارز دارند؛ مثلا در گونه زاگرسیکا می‌توان فقط از روی ظاهر، اختلاف را با گونه نزدیک یعنی مناوا تشخیص داد، اما در برخی گونه‌ها علاوه بر ظاهر لازم است کارهای دقیق‌تر ژنتیکی، اکولوژیکی و بیولوژیکی انجام شود.


برگرفته از جام جم آنلاین


بعضی از پروانه های زیبای ایران را ببینیم


پروانه دوخال Brenthis hecate

File:Nymphalidae - Argynnis aglaja.JPG


فرچه پای سبزبال Argynnis aglaja
https://upload.wikimedia.org/wikipedia/commons/3/35/Argynnis_aglaja_underside.jpg


Nymphalidae - Brenthis hecate-001.JPG


حریر آبی Plebejus pylaon nichollae copulating

https://upload.wikimedia.org/wikipedia/commons/f/fe/Plebejus_pylaon_nichollae_copulation_1.jpg


نارنجی کنار Anthocharis cardamines

Orange Tip butterfly (Anthocharis cardamines).JPG

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۷ آذر ۹۶ ، ۱۲:۴۲

پروانه بال شیشه‌ای با با نام علمی Oleria rubescens  از گونه پروانه‌هایی است که در سال ۱۸۷۲ میلادی توصیف علمی شدند.

پروانه بال شیشه ای یکی از زیباترین پروانه های دنیا است. این پروانه بال های بسیار نازکی دارد به گونه ای که می توان پشت آن را مشاهده کرد. این پروانه با نام "Greta Oto" شناخته می شود.


پروانه بال شیشه ای که فاصله بین دو بال آن تا ۶ سانتیمتر می رسد. در زبان انگلیسی Glasswing و در زبان اسپانیایی به Spejitos به معنای آینه‌های کوچک معروف است.


در واقع بافت بین سیاهرگ های بال ها فاقد فلس های رنگی است و به همین دلیل برخلاف دیگر پروانه‌ها مانند شیشه به نظر می‌رسد. لبه بال هایشان به رنگ قهوه‌ای تیره است که گاهی اوقات به رنگ قرمز یا نارنجی نیز نزدیک می‌شود. این شفاف بودن بال ها برای آنها یک جور مکانیسم دفاعی محسوب می شود .

پروانه های بال شیشه ای به عنوان یکی از عجیب ترین و زیبا ترین گونه ی پروانه می باشند که با آن بال های شفاف دارای زیبایی خاصی هستند.  بال شیشه ای از آن‌ دسته پروانه‌هایی است که مهاجرت می‌کند و در فصل مهاجرت پرواز دسته جمعی آن‌ها منظره زیبایی خلق می‌کند.

 

زیستگاه این حشره عجیب در جنگل های مرطوب است و از شهد گیاهان همان مناطق هم تغذیه می کند.  پروانه بال شیشه ای حشره ای است از راسته پولک بالان ، تیره  فِرچه پایان و عضوی از شَه پروانه هاست و از خصلت های آنان مهاجرت های طولانی است.

محدوده زندگی پروانه‌های بال‌شیشه‌ای بالغ در آمریکای مرکزی از مکزیک تا پاناما و کلمبیاست است و در آمریکای جنوبی فقط در ونزوئلا مشاهده شده است.

واقعیت عجیبی که در مورد این پروانه ها وجود دارد این است که آنها می توانند در سرعت های تا ۸ مایل در ساعت نیز پرواز کنند.


تصاویر زیبا از این پروانه شگفت انگیز را ببینید.














۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۵ آذر ۹۶ ، ۱۰:۲۴

اسکلت آب ایستایی (هیدروستاتیک) شامل یک مایع تحت فشار در یک بخش محصور شده بدن است. اسکلت اصلی بیشتر کیسه تنان، کرم های پهن، کرم های لوله ای و کرم های حلقوی از این نوع است. این جانوران با استفاده از ماهیچه های خود و تغییر شکل بخش پر شده از مایع، شکل و حرکت بدن خود را کنترل می کنند.

برای مثال هیدر می تواند با بستن دهان خود و به کار بردن سلول های قابل انقباض در دیواره بدنش حفره گوارشی مرکزی خود را منقبض کرده و طویل شود. از انجایی که آب درون حفره نمی تواند چندان تحت فشار قرار گیرد، کاهش قطر حفره گوارشی، در جهت افزایش طول حفره به آن نیرو وارد می کند.

در کرم خاکی و کرم های حلقوی دیگر، مایع درون سلوم به عنوان یک اسکلت هیدروستاتیک عمل می کند . در بسیاری از این کرم ها حفره سلوم به وسیله پرده های بین بندهای بدن به چندین بخش تقسیم می شود در نتیجه جانور برای تغییر شکل هر قطعه از بدن به طور مجزا، هم ماهیچه های طولی و هم حلقوی را به کار می برد و از اسکلت هیدروستاتیک خود برای حرکات دودی استفاده می کنند.(1)

فشار هیدروستاتیک معادل با فشار خون گرفته می شود مثلا فشار هیدروستاتیک در سمت سرخرگی مویرگ حدود 40 میلی متر جیوه است.

از نظر لغوی هیدروستاتیک، متشکل از "هیدرو "به معنای آب و "استاتیک" به معنای آرامش و سکون می باشد و از نظر اصطلاحی ،هیدروستاتیک به معنای " وابسته به عملکرد مایعات" است و چون در بدن جانداران مایع اصلی محیط داخلی آب است ، در زیست شناسی شاید بتوان هیدروستاتیک را "پدیده های فیزیکی وابسته به آب "در نظر گرفت.البته باید توجه داشت که اصل این اصطلاح در مباحث مکانیک مایعات در فیزیک رایج است و اصطلاح هیدروستاتیک در مقابل هیدرو دینامیک مطرح است به عبارت دیگر این دو اصطلاح متقابل مربوط به بررسی فیزیکی سیالات در دو حالت متقابل سکون و حالت حرکت آنهاست. در نتیجه میتوان آن را در بدن جانداران یک پدیده بیوفیزیکی به حساب آورد ، پس هیدروستاتیک یک پدیده بیوفیزیکی مربوط به محیط مایع در بدن جانداران می باشد.

اصطلاح فشار هیدروستاتیک در بدن جاندار، به طور کلی به معنی فشار حاصل از آب در بدن جاندار است ، مثلا وقتی در یک فضای بسته و محدود مانند فضای درون سلول ها یا در کل بدن یک جاندار مقدار آب افزایش می یابد، فشاری که آب به جداره یا غشا سلول یا جدار بدن یک جاندار وارد می کند نیز افزایش می یابد به عبارتی فشار هیدروستاتیک در سلول یا در بدن جاندار زیاد میشود البته باید توجه داشت که آب نه تنها به جداره بلکه به مواد معلق درون خود نیز فشار وارد میکند که میتواند بر تبادل مواد و تعادل غلظتی این مواد مثلا بین سلول و اب میان بافتی تاثیر بگذارد یعنی افزایش فیزیکی فشار اب بر انجام پدیده زیستی تبادل مواد و نهایتا رسیدن به یک تعادل غلظتی در درون و بیرون سلول اثر می گذارد.(2)


1- جلد 6 بیولوژی کمپبل صفحه 1365 انتشارات خانه زیست شناسی

2- ask2know.ir

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۷ آبان ۹۶ ، ۱۹:۰۴